الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

94

ضياء القلوب ( فارسى )

اما سخن ما در آن است كه عقل و تتبع آثار الطاف اللّه تعالى شهادت مىدهند كه اللّه تعالى به محض اين امكان اكتفا نمىكند « 1 » . [ مثال پادشاه عادل و رعيت ] و توضيح اين مطلب مىكنم به مثالى تا منحل شود خفا از بعض اذهان ، اگر بر او واضح نشده باشد و مىگويم كه : عقل حكم مىكند به آنكه پادشاه عادلى كه داند كه مصلحت رعيّت در تعيين حاكم است اهمال در تعيين حاكم نمىكند اگر چه او را هيچ گونه حاجت به آن رعيّت نباشد ، بلكه عقل حكم مىكند به آنكه مقتضاى عدالت پادشاه و خوبى سلوك او اين است كه از براى رعيّت حاكمى كه عادل و دانا به طرق سلوك و رعيت‌پرورى باشد و با رعيّت سلوك بر وجه لايق كند تعيين كند ، و اگر پادشاه قادر بر تعيين چنين حاكمى باشد و اهمال در تعيين كند يا تعيين كسى كند كه متّصف به اوصاف مذكوره نباشد با قدرت او بر تعيين چنين حاكمى عدم عدالت و كمال آن پادشاه ظاهر مىشود . و همچنين عدم عدالت او ظاهر مىشود اگر حواله كند تعيين حاكم را به رعيت با آنكه داند كه ايشان تميز در ميان لايق حكومت از غير لايق نمىكنند و كسى كه لايق حكومت است تعيين نمىكنند . و يا تعيين لايق مىكنند اما اختلاف در آراء مردم بهم مىرسد . و بعضى گمان مىكنند كه اين به خلاف قانون واقع شده خصوصا با علم او به استمرار اين تشويش و اختلاف .

--> ( 1 ) . سفينة النجاة : 50 - 51 .